غزل هجدهم
خاتم دوران
سلامي جمله بر آن كس كه رخساري مهين دارد
سرت گردم كه خود جاني و تن جاني چنين دارد
خوشا آن دم كه تقديرم مدد راند به تدبيرم
برانم مرغ زيرك را كه بازي در كمين دارد
تو لعلي ما صدف آسا ترا در سينه جا داده
كدامين خاتم دوران چنين زيبا نگين دارد
بشو همدم تو با پروين ز دانش خرمني برچين
مدد برگير از دستش كه دستي خوشه چين دارد
بنازم خوش روانم را كه با مهري چنين والا
به صدر مجلسش جايي گداي ره نشين دارد
همه گويند ترك دين براي يار و اين مفلس
به محراب ار برد سجده خيالت در جبين دارد
ببوس اي جلوه آن دستي كه هم علم و هنر دارد
بمان در پيش ياري كو همان دارد ،همين دارد
دکتر فربود شکوهی (جلوه) از نویسندگان و سَرایندگان ایران است که هم در پهنه غزل و هم در پهنه فلسفیسرایی در میان ادبدوستان پارسیزبان نامآشنا است. شیوه نویِسِش ایشان «پارسی سره» است. وی را بنیادگذار فلسفیسَرایی ایران بدانند.