غزل شماره هفتاد و نهم
کیش مهر
در کیش تو شیرین تر، از مهر سخن گویم
شوری به سر افکندی، کز دست نمی شویم
بر تنگ دهان زیبد، یک بوسه تو بنشانی
تشبیه دهانت را، با غنچه نمی گویم
تا یاد تو افتادم، ایمان سر آن دادم
رندی و خراباتی ، دین داری از آن جویم
شوریده به رقص آید، هر کو بزند جامی
کز آب لبت هر دم، پیمانه فرو شویم
چون کشتی بی لنگر ، من نسل بنی آدم
هر روز به این سویم ، هر شام به آن سویم
این عالم هستی را ، با یک دو گنه زاید
ولله که نکو گوید ، آن پیر خطا پویم :
"آن کار که آدم کرد، آن را به خطا منگر
این نکته تو بر تو ، رازیست کرا گویم؟ "
از آه دل تیره ، سوزم گنه آدم
زان پس شودم آیا یک عالم نو جویم؟
ای جان جهان بر گو ، آن سِرّ به سَر مُهرت
عالم به هوس نبود ، فرمای چه من پویم؟
در مکتب رندی رو، تا جلوه حق بینی
این جمله چه خوش گوید، آن خواجه خوش خویم
جلوه ( فربود شکوهی )
ژاپن - توکیو
کدام مصرع یا بیت به نظرتان دلنشین می آید؟
دکتر فربود شکوهی (جلوه) از نویسندگان و سَرایندگان ایران است که هم در پهنه غزل و هم در پهنه فلسفیسرایی در میان ادبدوستان پارسیزبان نامآشنا است. شیوه نویِسِش ایشان «پارسی سره» است. وی را بنیادگذار فلسفیسَرایی ایران بدانند.