گردشِ گَردونِ گَردان


گَردشِ گردونِ گَردان
ای کُوهِ استوار ! ای کُوهِ پایدار !‏
بنگر به چَشمِ زار بر این چَرخِ رُوزگار.‏
آید بهار باز، ‏
آید خزان به‌ناز.‏
چیست گیتی؟ گَردشِ گَردُونِ گَردان.‏
باز، گَردان، باز، سَر-گَردان،
مرکزِ پرگارِ هستی، کُو؟
کیست گَردانندة آن؟
‏«رازِ هَستی»، هَست پَنهان.‏
بِآمدیم بَهرِ مانِش؟ بِآمدیم بَهرِ رَوِش؟

ترجمه به زبان انگلیسی:

Title: The Revolving Vault of Heaven

,O mountain steadfast, unshaken, high
.Behold the wheel that turneth in the sky
,Spring returneth, soft and bright
.Autumn cometh with gentle might
?What is this world but heaven’s turning sphere
.Ever it turneth, ever draws near
?Where lieth the compass, center of all
?Who guideth the circle that shall not fall
,The secret of being lieth hid
?Came we to dwell?, or are we bid

By: farbood Shokouhi
shokuhi@gmail.com

نام کتاب : رَهایی از رَهایی
سَراینده : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

بنیادگذار فلسفی‌سَرایی ایران

چیستی دلدهی


نگاه دِلدِه به چهر دِلسِتان،
نگاهِ دِلسِتان به دلِ دِلدِه،
دِلدِه در اندیشه دِلدهی،
دِلسِتان در اندیشه دِلستانی.
ناگاه، هم‌زمان، پیدا-و-پنهان،
دِهِش و سِتانش، سِتانش و دِهِش.
چیست راه روشن دلدهی؟
از این راه ،
بر-نگشت هیچ دلدهی تا بگوید آن را.
دلدهی شد دلستانی؟ یا دلستانی شد دلدهی؟


نام کتاب : رَهایی از رَهایی
سَراینده : دکتر فربود شکوهی (جلوه)
بنیادگذار فلسفی‌سَرایی ایران

خوش باش

بامداد بهاری بخواند،
پرنده‌ای بر شاخه‌ای:
«شادی پَیِ شادی».
موری بِشنَفت و بگفت:
«رنج پی رنج».
بهار رفت و خزان آمد،
پرنده بخواند: «رنج پی رنج».
مور بگفت: «شادی پَیِ شادی».
باز خزان، باز بهار.
شادی پی رنج؟ یا رنج پی شادی؟


نام کتاب : رَهایی از رَهایی
سَراینده : دکتر فربود شکوهی (جلوه)
بنیادگذار فلسفی‌سَرایی ایران

‎پایان-و-آغاز

چرخه گیتی،
پایانِ زَمستان، آغازِ بهار،
پایانِ سَردا، آغازِ گرما،
این در پَیِ آن، آن در پَیِ این،
در پایانِ خوابِ زَمستانی، ‏
‎ ‎نا-گَهان،
باز بخندد،
شکوفه‌هایِ گیلاس،
در رَنجِ سَردایِ سُوزان‎.‎
پایانِ آغازِ رنج؟ یا آغازِ پایانِ رنج؟

نام کتاب : رَهایی از رَهایی
سَراینده : دکتر فربود شکوهی (جلوه)
بنیادگذار فلسفی‌سَرایی ایران

سپاس از بانو آسیه حیدری شاهی‌سَرایی که این فلسفی‌سرایی را به زبان فرانسه دیگر بکردند:

این سروده پیش‌کَش به آسیه حیدری شاهی سرایی شده است.

Le cycle de l'univers,
La fin de l'hiver, le début du printemps,
La fin du froid, le début de la chaleur,
L'un à la suite de l'autre, l'autre à la suite de l'un,
À la fin du sommeil hivernal,
Soudain
Se remettent à rire,
Les fleurs de cerisier,
Dans la souffrance du froid brûlant.
La fin du début de la souffrance ? Ou le début de la fin de la souffrance ?

Docteur Farbood Shokouhi (Jelveh)
shokuhi@gmail.com

دو گوهر

دریای خروشنده،
گوهری در ژرفای دریا،
شناگر،
بجُویَد ژرفایش را.
دل تپنده،
گوهری در ژرفای دل،
آدمی،
نجُویَد ژرفایش را.
دو گوهر در دو ژرفا.

در پَیِ گوهرِ دریا؟ یا گوهرِ دل؟

نام کتاب : رَهایی از رَهایی
نویسنده :‌ دکتر فربود شکوهی (جلوه)

بنیادگذار فلسفی‌سَرایی ایران

چَنگِ عشق

خُوشة انگور،
دانه‌ها در کِنار هم،
هر دانه‌ای، دانه‌ای‌ست.‏
چَنگِ عشق،
سَخت بِفشارَد خُوشه را،
نیست دانه، نیست دانه،
هست چِکّه، هست چِکّه،
چِکّه‌- چِکّه، آب انگورَست.‏
خُوشة انگور، آبِ انگور.‏
دانه‌ایم؟ یا چکّه‌ایم؟

نام کتاب : رَهایی از رَهایی
سَراینده : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

بنیادگذار فلسفی‌سَرایی ایران

تیرگی-و-روشنی

شبِ تیره،
آسمان، باغی سیاه،
ستارگانند، گُل‌هایِ دُرخشان‎.‎
رُوزِ روشن،
آسمان، باغی روشن،
بی‌ستاره‌اند‎.‎
شبِ تیره، بهارِ ستارگان.‏
رُوزِ روشن، خزانِ ستارگان.‏
بهار-و-خزان، خزان-و-بهار‎.‎
در پَیِ تیرگی؟ یا در پَیِ روشنی؟

نام کتاب : رَهایی از رَهایی

نویسنده : دکتر فربود شکوهی (جلوه)
بنیادگذار فلسفی‌سَرایی ایران

سایه‌ای-در-سایه‌ای

گُلَ‌ست زیباییِ گُذَرا،

پرندهَ‌ست جانِ ‌رها،

بادَست تَهیِ رَوان،

ماهَ‌ست آگاهِ خاموش،

چیستیم در گیتی؟

کیستیم در گیتی؟

هستِ نیستیم،

نیستِ هستیم‎.‎

سایه‌ای-در-سایه‌ای.‏

گیتی در ماست؟ یا ما در گیتی؟

نام کتاب :‌ رَهایی از رَهایی

نویسنده : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

بنیادگذار فلسفی‌سَرایی ایران

چشم-و-آیینه

آیینه بَر-ا-بَرِ چَشم،
چَشم بَر-ا-بَرِ آیینه،
‎ ‎چیزی میانِشان،
در ژرفایِ آیینه، در ژرفایِ چَشم‎.‎
نیست خِرَدی در پَسِ آیینه،
هست خِرَدی در پَسِ چَشم.‏
چَشم با-خِرَد چه بیند در آیینة بی‌خِرَد؟
آیینة بی‌خِرَد چه بیند در چَشمِ با-خِرَد؟
کدام راست بنمایَد:‏

نِمایِشِ آیینه؟ یا نِمایِشِ چَشم؟

نام کتاب : رَهایی از رَهایی

نویسنده : دکتر فربود شکوهی (جلوه)‏
بنیادگذار فلسفی‌سَرایی ایران

مَتَرسک

درختِ کَهُن‌سال،
کِنارِ شالی‌زار،
نِشسته پرنده بر شاخه،
شالی‌کار، خَمِسته در کار،
مترسک، ایستاده در کار‎.‎
در بادِ پریشان،
رقصان، پُوشاکِ شالی‌کار،
رقصان، پُوشاکِ مَتَرسَک‎.‎
دلِ لَرزانِ پرنده،

گُریزان از شالی‌کار؟ از مَتَرسَک گُریزان؟

نام کتاب :‌ رهایی از رهایی
نام نویسنده : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

داد-و-بی‌داد

در کمین کاروان،

راه‌زنان از پُشتِ پُشته،

از سر بی‌داد،

بِدزدند مال مردم را،

لَختی دیگر میان خود،

از سر داد،

بخش کنند مال مردم را‎.‎

داد و بی‌داد‎.‎

آیین راه‌زنان،

دادگری‌ست؟ یا بی‌دادگری؟

نام کتاب : رَهایی از رَهایی
نویسنده : دکتر فربود شکوهی (جلوه)

سپهر تیز-تَگ

اسپ سپهر است تیز-تگ.
بتازد،
روز از پی شب،
شب از پی روز،
نیست آرامشی،
ابرهایِ پر شتاب را،
مردمانِ بی‌تاب را.
بَرسانِ گیسوانِ در باد،
آدمی است پریشان.
آدمی پَیِ پریشانی؟ یا پریشانی پَیِ آدمی؟

نام کتاب :‌ رهایی از رهایی
نویسنده : دکتر فربود شکوهی (جلوه)