غزل پنجاه و هفتم
نغمه جدايي
ز چه رو روم به گلشن كه ندارم آشنايي
تو و ملك بي وفايي من و گوشه جدايي
تو كمان كشيده ابرو ،من بي خبر ز هر سو
به كجا گريزم اكنون كه نمانده هيج جايي
تو هزار نكته داني ز هزار نكته داني
چه شود كه رازگويي ز همه يكي دوتايي
تو و طرف لاله زاران من و قطره هاي باران
ز سرشك ماست ياران چرد آهوي ختايي
من كنج غم گزيده ، طرب و شعف نديده
ز چه رو روم به گلشن كه ندارم آشنايي
تو و مهر ناز باري ، من و صد نياز آري
دگرم بس است جلوه ، همه نغمه جدايي
+ نوشته شده در ساعت توسط بانو ج. نصر
|
دکتر فربود شکوهی (جلوه) از نویسندگان و سَرایندگان ایران است که هم در پهنه غزل و هم در پهنه فلسفیسرایی در میان ادبدوستان پارسیزبان نامآشنا است. شیوه نویِسِش ایشان «پارسی سره» است. وی را بنیادگذار فلسفیسَرایی ایران بدانند.