پرتو نور
پرتو نور
بجز وصال توام با
مَنَت تمنا نیست
خیال زلف تو بستن خلاف سودا نیست
شبی نشسته به بامم رسید بلبل مست
مرا بگفت:"جهان آشیان عنقا نیست"
بکوش و سرزنش یار بی بهانه بخرچه لذتی بَرَد آن عاشقی که رسوا نیست
همه ملامت مجنون کنند و بی خبرند
جنون زنده دلان هرزهگرد صحرا نیست
غم زمانه ندارد کرانهای دریابدریغ عمر عزیزم، که پای بر جا نیست
به یاد ساقی گلچهره میزنم جامی
سرود مجلس ما جز به روی زیبا نیست
تو وقت خوش بطلب ساقیا به جامم ریز
از آن سبو که مَی ناب جز بدان جا نیست
بیا به جلوه بِده پرتوی ز چشمة نور
بدان توان پر و بالی گشود، اوج پیدا نیست
میرزا جلوه گیلانی (فربود شکوهی)
خوانده شده در نشست ادبی دانشجویان دانشگاه های ژاپن به مناسبت روز حافظ - 1390
+ نوشته شده در ساعت توسط بانو ج. نصر
|
دکتر فربود شکوهی (جلوه) از نویسندگان و سَرایندگان ایران است که هم در پهنه غزل و هم در پهنه فلسفیسرایی در میان ادبدوستان پارسیزبان نامآشنا است. شیوه نویِسِش ایشان «پارسی سره» است. وی را بنیادگذار فلسفیسَرایی ایران بدانند.