غزل شماره هشتاد و سوم
شور دگر
وقت آن است به میخانه قدح در گیریم
تا میی مانده لبی از لب ساغر گیریم
خوش برآنیم نظر در ره جانان هر دم
بو که از خاطر رندان مددی بر گیریم
ای بت چشم چو بادام مزن تیر بلا
ما اسیر سر زلفیم نه لشکر گیریم
کرده ام توبه که از کوی تو باز آیم باز
طالع بخت من آن است که از سر گیریم
گر به شطرنج جفا از همه کس دربازیم
به ادب نیست اگر خرده به داور گیریم
پیر ما گفت به راز از سر دین ما را دوش:
لطف او برتر از آن است که با زر گیریم
به نوای خوش آن دف که زند پنجه او
جان روان می شود از تن پی او پَر گیریم
به هوای سر کویش برسیم از سر مِهر
خوش در آن زلف خَم اندر خَمش اندر گیریم
صوفی از آینه صاف به جامم بنگر
تا در آن جلوه ز می شور دگر بر گیریم
جلوه - فربود شکوهی
توکیو - ژاپن
:: شما از کدام بیت خوشتان می آید؟
+ نوشته شده در ساعت توسط بانو ج. نصر
|
دکتر فربود شکوهی (جلوه) از نویسندگان و سَرایندگان ایران است که هم در پهنه غزل و هم در پهنه فلسفیسرایی در میان ادبدوستان پارسیزبان نامآشنا است. شیوه نویِسِش ایشان «پارسی سره» است. وی را بنیادگذار فلسفیسَرایی ایران بدانند.