سلام دوستان عزیز

باز این چه شورش است که در خلق عالم است           باز این چه نوحه و چه عزا و ماتم است 

باز ماه محرم رسیده است و شورش و غوغایی در جهان آدمیان در گرفته است. غوغایی که جز عشق بازان کوی او توانا به درک آن نیستند. غزل زیر را به همه آن بزرگواران و نیز ارادتمندان شان پیشکش می کنم.

درود فراوان بر امام حسین(ع) سرور و سالار شهیدان و خانواده و یاران با وفایش باد.

 


آشیان دل

گشاده‌ای  چو چشم خود ، ‌تو مرغ جان خبر كنی
ز آشیان دل پَرَد ، اگر دمی نظر كنی

 

نشسته‌ام به راه تو ،‌ به صد امید تا كه تو
به صد كرشمه ، نوبتی ، به روی ما گذر كنی

 

تو خویشتن صنم كه‌ای  ، ز قامت قیام تو
به سجده آورند سر ،‌ ملك كه تا نظر كنی

 

كسی ندیده‌ام زند به شاخ تر تبر چرا
به عمر در جوانی‌ام تو خون من هدر كنی ؟

 

چنین به گفت پیر ما :  به راه عشق بایدت
كه گوشوار عقل را ز گوش خود بِه دَر كُنی

 

نخورده مست گشته‌ای ز جام لعل فام او
اگر خوری تو باده‌ای هوای یكدیگر كنی

 

ببین ز كُشته پشته ها شدست در هوای او
برای دیدنش چرا ز كوی او حذر كنی ؟

 

شود دگر مگر رسد ز كوی یار جلوه‌ای
بیا بگیر توشه‌ای  بدان سرا سفر كنی


 

جلوه - فربود شکوهی

 

 


 

نوشته شده توسط فربود شکوهی - جلوه در ساعت موضوع شعر | لینک ثابت