تبليغاتX
►▓◄ "جلوه شوق" - گزیده دیوان غزلیات جلوه ►▓◄
 

غزل شصت و هفتم

عید سعید فطر بر همگان فرخنده باد. پس از یک ماه روزه داری امیدوارم که به قول مولوی سرچشمه ذهنمان از کدری پاک شده باشد. ایدون باد.

باز سرگرمیهای علمی و پرداختن به کارهای زندگی مجالی برایم نمی گذارد که به سرودن به پردازم . اما گاهی گریزی می توان زد و ...

جلوه و غزل خوانی در صدا و سیما

یکی از دوستان خواست که درباره یکی از اشعارم با توجه به نظر شاعران بزرگ مطلبی بنویسم. بهتر دیدم که غزلی تازه به قول مولانا ( هین سخن تازه بگو - تا دو جهان تازه شود) بگویم و درخواست این عزیز را هم پاسخ گفته باشم. از همین روی این غزل را به ایشان و دیگر دوست داران غزل هدیه می برم.

 

ناشنیده پند

ساقی سیم ساق ما ناز  نما به ساز ما

سوز سه تار زلف تو  هاتف کار ساز ما

ای گل خوش عذار من چهره خویش رو نما

سجده شکر آرمت اینت بود نماز ما

زلف بنفشه پر شکن می شود از نسیم تو

یاد کن از حریف می مطرب خوش نواز ما

سوز فراق عشق تو می زند آتشی به دل

این همه ره به سر شوم هر نفسی نیاز ما

پیر شدم چو استخوان ، بخت جوان شود مرا؟

باز نشیند آن هما گرچه بود فراز ما؟

زاهد خود پرست را آینه هدیه بر از آنک

کعبه نمی شناسدش ، خویش کجا؟ حجاز ما؟

دولت عشق می زند شب همه شب ندای جان

گوش بنه دمی بر آن کوک نما تو ساز ما

محرم راز ما نشد جلوه ناشنیده پند

شمع به سوزدت زبان فاش مکن تو راز ما

 

 

جلوه ( فربود شکوهی(

 

-------------------------------------------------

 

درباره این غزل می توانم به موارد زیر اشاره کنم. شما می توانید اشارات زیر را با اصطلاح یا مصرع یا بیت مناسبش دریابید.

-       اصطلاح "ساقی سیم ساق" از اصطلاحاتی است که جز حافظ کسی تا کنون آن را به کار نبرده است:

 

ساقی سیم ساق من گر همه درد می‌دهد -  کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند

 

هر آینه باید توجه داشت که اصطلاح "سیم ساق" را سرایندگان دیگری نیز به کار برده اند.

 

-           اصطلاح " ناز کردن به همراه ساز زدن" از مواردی است که مولوی به کار برده است:

 

بار دگر آغاز کن ، آن پرده ها را ساز کن   -  بر جمله خوبان ناز کن ، ای آفتاب خوش لقا

 

-          عطار نیشابوری درباره اصطلاح " هاتف و کار را ساز کردن " می فرماید:

 

در سحرگه هاتفیش آواز داد – سازگارش کرد و کارش ساز کرد

 

 

-          اصطلاح " گل خوش عذار" از اصطلاحاتی است که جز مولوی کسی تا کنون آن را به کار نبرده است:

 

شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی - به میان سرو و سوسن گل خوش عذار باشی

 

 

-          اصطلاح " سجده شکر به جای آوردن " از دیوان حافظ:

 

گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز -  سجده شکر کنم و از پی شکرانه روم

 

 

-          وام گرفته از بیتی از حافظ:

 

 

چون ز نسیم می شود زلف بنفشه پرشکن -  وه که دلم چه یاد آن عهد شکن نمی کند

 

 

 

-          ملک الشعرای بهار درباره" سوز و فراق و آتش و عشق " می گوید:

 

 

در آتش عشق ای دوست می سوزم و می بینی – وز درد فراق ای یار می نالم و می دانی

 

 

هم چنین سیف فرغانی در دیوان اشعارش نیز به این مهم اشاره می کند:

 

 

ای رخ خوب تو آفتاب جهان سوز  -  عشق تو چون آتش و فراق تو جان سوز

 

 

 

-          یاد آور بیتی از صائب تبریزی است :

 

سایه بال هما بر استخوان من فتاد – در کهنسالی مرا بخت جوان آمد به دست

 

 

 

-          بیدل دهلوی درباره اصطلاح " زاهد خودپرست و آیینه " می فرماید:

 

 

صافی دل زنگ عجب از طینت زاهد نبرد – از برای خودپرست آیینه هم بتخانه است

 

 

هرآینه اصطلاح " زاهد خود پرست " را سرایندگان دیگری چون "‌محمد اسیری لاهیجی " در دیوان اشعارش – قصیده نیز به کار برده است:

 

حق پرستم نه چو زاهد خود پرست – مومنم از بت پرستان نیستم

 

 

-          بیدل دهلوی درباره کوک و نغمه خداوندی (ندای جان از دولت عشق ) می فرماید:

 

تا ابد کوک است بیدل نغمه ساز جهان -   ...

 

هم چنین کتابی با عنوان "‌ ندای جان، پیرامون توحید و یکتاپرستی" توسط علی دارابی به نگارش در آمده است.

 

-          اصطلاح " ناشنیده پند" از اصطلاحاتی است که جز حافظ کسی تا کنون آن را به کار نبرده است:

 

 

کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیده پند - تیغ سزاست هر که را درد سخن نمی‌کند

 

 

هم چنین کتابی نیز با این عنوان " حافظ ناشنیده پند " به قلم ایرج پزشکزاد نگاشته شده است.

 

 

-          حافظ می فرماید:

 

افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع -   شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت

 

 

بنابراین می توان دید که پشت سر سرودن غزلی ( برای نمونه همین غزل ) دانشی و ذوقی نهفته است و بی گمان بر این باورم که بدون داشتن آن نمی توان این گونه یا همانندش غزل سرود. 

اگرچه تا رسیدن به قله های بلند غزل پارسی هنوز راه درازی را باید پیمود و هم مددی از حق بایسته است و به قول خواجه بزرگوار قبول خاطر و لطف سخن خدا داد است. 

 

 


 

نوشته شده توسط فربود شکوهی - جلوه در ساعت موضوع شعر | لینک ثابت


شرکت در جمع دوستان شاعر

ماه رمضان فرصتی دست داد تا دوستان نویسنده و شاعرم را بار دیگر زیارت کنم. از همین جا از دوست مهربان آقای سید ضیا شفیعی که مرا برای شرکت در این جمع دوستانه دعوت کردند دوباره و چند باره سپاسگزاری می کنم.

تهران - فرهنگسرای رسانه - رمضان 1386

جلوه - کت و شلوار خاکستری


 

نوشته شده توسط فربود شکوهی - جلوه در ساعت موضوع خبر | لینک ثابت